نظریه های خانواده درمانی- ضریح مهر
خانواده درمانی مداخلهای است که بر تغییر تعاملات بین اعضای خانواده متمرکز است و در آن تلاش میشود کارکرد خانواده به عنوان واحدی متشکل از تک تک اعضای خانواده بهبود یابد. بالینگری که به خانواده درمانی میپردازد میکوشد الگوهای بین نسلی غیرقابل انعطافی را که سبب ناراحتی در درون افراد یا در روابط بین فردی میشود، درهم بشکند. در خانواده درمانی میتوان دغدغههای هر یک از اعضای خانواده را مطرح نمود. اما این روش درمانی بیشتر بر روی کودکان موثر است. زیرا واقعیت روزمره کودکان مستقیما تحت تاثیر بافت خانواده قرار دارد.آنچه پدر و مادرها بايد بدانند:
بنابرنظریه نظام خانواده (Family System Theory)، خانواده واحدی است که به طوری عمل میکند که اعتدال (هومئوستاز) تعاملهایش به هر قیمتی حفظ شود. در خانواده درمانی هدف آن است که الگوهای اغلب پنهانی که تعادل این گروه را حفظ میکند، آشکار و گروه به مقاصد این الگو پی ببرد.
خانواده درمانگران عموما معتقدند عضوی از خانواده که برچسب بیمار به او تعلق گرفته، کسی است که از نظر خانواده “مشکل” تلقی میشود، باید سرزنش گردد و لازم است کمک شود. حال آنکه هدف خانواده درمانگر آن است که به خانواده کمک کند که دریابند علائم آن فرد بیمار، فیالواقع در خدمت کارکرد محوری خانواده یعنی حفظ اعتدال آن بوده است. در فرآیند خانواده درمانی الگوهای ارتباطی تکرار شونده و نهایتا قابل پیشبینی کشف میشود که رفتار فردی را که بیمار تلقی شده، تداوم میبخشد و نیز بازتاب آن است.
وجه لاینفک نظریه نظام خانواده درجاتی از این اعتقاد است که رابطه زن و شوهر قویا بر ماهیت نظام اعتدالی خانواده اثر مینهد. یکی از خانواده درمانگران صاحب نظر این مفهوم را به این صورت بیان کرده است که زن و شوهر “معماران خانوادهاند” (کاپلان و سادوک، ۲۰۰۳).
مرکز مشاوره تخصصی خانواده و ازدواج ضریح مهر – زوج درمانگر مشهد- راحت حق
● سیر تحول خانواده درمانی
خانواده درمانی در اواسط قرن بیستم به عنوان یک درمان مشهور شناخته شد. بخشی از این تاخیر معلول سلطه طویل المدت روانکاوی بود (فیرس، ۲۰۰۲). روانکاوی آنگونه که فروید بدان شکل داده بود، نقش روابط خانوادگی در رشد شخصیت را قبول داشت؛ هر چند فنون درمانی آن فردگرا بود. “آکرمن” کسی بود که صورتبندیهای روانکاری را در بررسی خانواده به کارگرفت و لذا یکی از بنیانگذاران خانواده درمانی به شمار میآید. “آدلر” و “سالیوان” نیز بر این حوزه رشد تاثیرگذاشتهاند.
نظریه عمومی سیستمها که توسط زیست شناسی به نام “برتلانفی” پیشنهاد شده است، پدیدههای ظاهرا بیارتباط را مولفههای یک نظام کلی “خود تنظیمی” میداند که دائما در جستوجوی حالت استقرار در موقعیتهای متغیر است. در مورد خانواده تاکید بر این موضوع است که اجزا چگونه یک کل را میسازند؟ چگونه سازمان مییابند و چهطور با هم تعادل دارند؟ (گلدنبرگ و گلدنبرگ، ۱۳۸۶) همچنین دو دیدگاه رفتارگرایی و انسان گرایی راه را برای ظهور درمانهای دیگری در خانواده درمانی هموار کردند.
از مشکلات افراد تفسیرهای سیستمی به عمل آمد و مشکلات آنان تظاهر یک اختلال خانوادگی در نظر گرفته شد. این دیدگاه جدید در مورد مشکلات بالینی بیش از هر جایی در مفهومبندی اختلالات روانی شدیدی چون اسکیزوفرنی مشهود بود. “تئودور لیدز” و گروه تحقیقاتی وی در سببشناسی اسکیزوفرنی، نقش خانواده را مطرح کردهاند.
وقتی زن و شوهری نمیتوانند نیازهای روانی و هیجانی یکدیگر را رفع کنند، یکی از آنها اتحاد بیمارگونهای با فرزندش برقرار میکند و در نهایت اسکیزوفرنی وی را تسریع میکند.مشاهدات “باون” (۱۹۶۰) روی بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی که همراه با پدر و مادرشان برای مدتی در بیمارستان زندگی میکردند، وی را به این نتیجه رساند که کل واحد خانواده بیمار است، نه بیمار. (فیرس ، ۲۰۰۲)
در اکثر مشاورههای خانوادگی و خانوادهدرمانیها، خانواده یک نظام (system) است. نظام عبارتست از، یک رشته روابط متقابل میان اجزا و عناصر به سیاقی که هر یک از این عناصر بر یکدیگر تاثیر گذارند و از هم تاثیر پذیرند. رفتار هر بخش از نظام، منعکس کننده سازمان کل نظام است و به خود نظام برمیگردد. ضمن این که نظامها غالبا به سوی توازن تا “تعادل هموستاتیک” پیش میروند. در دیدگاه نظامها، مشکل اعضای خانواده تا حدودی نشانگر درست کار نکردن کل نظام خانواده است.
وقتی یک نظام به تعادل هموستاتیک رسیده باشد، در برابر هر تهدیدی به سرعت دوباره به حالت توازن برمیگردد. رویکردهای خانوادهدرمانی طیف وسیعی دارند که یک سر آن را رویکردهای نظامگرا میسازند و سوی دیگرش را رویکردهای روانپویایی و فرآیندهای فردی و رویکردهای سیستمی تر.(تاد،1999) مشاجرات و زندگی زناشویی – علل دعواهای زناشویی
انواع نظریههای خانواده درمانی
رویکردهای نظری اصلی در حیطه خانواده درمانی عبارتند از:
1- خانواده درمانی روان تحلیلی
2- خانواده درمانی تجربیاتی
3- خانواده درمانی شناختی رفتاری
4- خانواده درمانی ساختی
5- خانواده درمانی استراتژیک
6- خانواده درمانی سیستمی
7- خانواده درمانی متمرکز بر راه حل.
از مهمترین نظریه های خانواده درمانی میتوان به موارد زیر اشاره کرد؛
خانواده درمانی راهبردی
این نظریه، معتقد است که فروپاشی در عملکرد خانواده زمانی رخ میدهد که مقررات ارتباطی مبهم باشد. از مشکلسازترین الگوهای ارتباطی، ارتباط متعارض یا بنبست دوسویه است. مانند مطالب گفتهشده، آسیب روانی هم در اینجا مثل سازوکار تعادل حیاتی عمل میکند که تعادل درونی کارکرد خانواده را حفظ میکند.
این نظریه معتقد است که کاهش نابهنجاری روانی در بیمار معلوم، با افزایش نشانههای بیمارگون در عضو دیگر خانواده همراه است. بنابراین مشکل در فرایند تعاملی بین اعضای خانواده است و کل سیستم بیمار است، نه فقط یک فرد.
نظریه خانواده درمانی مینوچین
نظریه خانواده درمانی مینوچین بر پویاییهای میانفردی کنونی که باعث حفظ و تداوم آسیب میشود، تمرکز میکند، نه علتهای تاریخی آن. همچنین بهجای جستوجوی ساختارهای بیمارگون درونروانی بر ساختارهای بیمارگون خانواده تمرکز میکند.
در خانواده درمانی ساختاری و تأکید بر توزیع قدرت، مرزهای سیستم خانواده دارای اهمیت میشود. مرز زیرسیستمها مقرراتی هستند که تعیین میکنند چه کسی و چگونه در زیرسیستم مشارکت خواهد رد. مقررات حاکم بر تبادلات خانواده، ساختار خانواده را تشکیل میدهد. خانوادههای گسسته و آشفته، دو نوع اصلی ساختار بیمارگون هستند.
نظریه خانواده درمانی به روش بوئن
نظریهی خانواده درمانی بوئن، اعتقاد دارد که اختلال هیجانی زمانی ایجاد میشود که افراد به تمایز خود دست نیافتهاند و قادر نیستند خود را بهطور مناسبی از خانوادهی اصلی متمایز کنند. در چنین حالتی ممکن است فرد دچار آمیختگی احساس و تفکر یا آمیختگی فرد با دیگران باشد.
هرکدام اینها میتوانند منجر به تودهی خود خانوادهی نامتمایز شود که ویژگی آن بههمچسبیدگی است. همچنین آمیختگی بین دو فرد میتواند باعث مثلثسازی در خانواده شود.
ازطرفی افراد بهجای اینکه مثلثها را از طریق متمایزکردن خودشان تجزیه کنند، برای کنار آمدن با دلبستگیهای حلنشدهی خود به خانوادهی اصلی، به جدایی عاطفی متوسل میشوند. از طرفی مثلثهای بین نسلها هم ممکن است از طریق فرایند فرافکنی خانواده رخ دهد؛ بنابراین آسیب روانی تقریبا همیشه حاصل فرایند انتقال چندنسلی است تا فرایند فردی.
نظریه خانواده درمانی ویتاکر
نظریه خانواده درمانی ویتاکر به نوعی درمان که شامل غوطهوری در تجربیات خاص است، اعتقاد دارد. طبق این نظریه، نشانههای اختلال وقتی پدیدار میشوند که فرایندها و ساختهای بدکار بهمدت طولانیای ادامه پیدا میکنند و مانع توان خانواده برای انجام تکالیف روزمره میشوند.
بهنظر ویتاکر، فرد باید پیامد مختلف کارهایی را که انجام میدهد، تجربه کند تا بتواند نتیجهی مطلوبی بگیرد. در این نظریه، نحوهی تجربهی احساسات، بیان آسیبپذیریها و درمیانگذاشتن افکار سانسورنشده توسط هرکدام از شرکتکنندگان، نقطهی ثقل درمان بهشمار میرود.
خانواده درمانی سیستمی
متخصصان روانشناسی باید در موقعیتهای مختلف، اختلافات خانوادگی را حل کنند. برای پرداختن به این مفروضات، انواع مختلفی از درمانها انجام میشود که در میان آنها خانواده درمانی سیستمی (Systemic Family Therapy) راه حلی ایده آل است.
رواندرمانی سیستمیک؛ یک رویکرد درمانی است که با رویکردی جهانی و فراگیر به مطالعه سیستمهای خانواده و زیرسیستمهای آنها (مانند زوج، فرد، فرزندان) و سایر گروههای اجتماعی مهم میپردازد تا منشاء تعارضات را مشخص کند و به دنبال تغییراتی در پویایی این روابط باشد.
خانواده درمانی سیستمی (Systemic Family Therapy)؛ مبتنی بر نظریه سیستمهای عمومی میباشد که توسط زیست شناس و فیلسوف معروف به نام کارل لودویگ فون برتالانفی بیان شده است و فرض بر این است که خانواده را به عنوان موجودی با محدودیتها و بخشهای مرتبط و وابسته به یکدیگر، درک کنیم. خانواده درمانی سیستمیک؛ رویکردی است که با خانواده ها و کسانی که در روابط نزدیک هستند برای ایجاد تغییر، کار میکند. این تغییرات از نظر سیستمهای تعامل بین هر فرد در خانواده یا رابطه، دیده میشود.
